تبليغاتX
دانش نامه سیاسی و دایرة­المعارف امنیتی - سخنرانی دکتر مهدی مطهرنیا در همایش رنگ سیاست


ضمن عرض سلام و خیرمقدم حضور شما دانشجویان عزیز؛ قصد دارم در مرحله نخست این فرصت کوتاه و یک فضای گفتمانی تعریف شده به چیستی سیاست بپردازم. اینکه عده­ای آن را علم فریب و عده­ای دیگر  آن­را مقدس می­پندارند، پژواک آن در میکاولی است که عده­ای آن را ابلیس و عده­ای آن­را قدیس می­پندارند. البته تفکر هر کسی به قدر همت اوست؛ « هر کسی از ظن خود شد یار ما / از درون ما نجست اسرار ما»

امروزه فضای گفتمانی حاکم بر دانشگاه­های ما بیشتر فضای کلام محورانه، متوجه سیاه و سفید دیدن است، در حالی که اصولاً علم اینگونه نیست و در منطق صفر و یک نمی­اندیشد، دیجیتالی نیست، اربیتالی است، یک سویه از بالا به پایین فرمان می­دهد. اما منطق کلام محور حاکم بر ما؛ سپید و سیاه نگاه می­کند، خاکستری نگاه نمی­کند، البته من خاکستری را هم نمی­پذیرم، چرا که این رنگ نیز رنگ غم است و البته امیدوارم که تهمت و افترا نخورم اگر می­گویم " رنگ نارنجی- و آن­را قیاس بدهند به انقلاب نارنجی، هرگز اینگونه نیست- نارنجی رنگ ترکیبی خوش رنگی است که غم­آور و غم خیز نمی­باشد. باید در سیاست سلیقه هم وجود داشته باشد. پس بهتر است به جای اینکه بگوییم سیاست سپید یا سیاه است، بگوییم سیاست نارنجی است؛ و از این منظر برای سیاست فضایی بسازیم که به دنبال بستر سازی متناسب برای رسیدن به اهداف مناسب است. فراموش نکنیم دانش­واژگان یا ذهن رُسته­اند یا عین رُسته، عشق  دانش واژه رُستن است و به دنبال مصداق عینی می­گردد. عشق از عشقه است؛ پیچکی که به دور عقل می­پیچد و عقل را مخدوش    نمی­کند، بلکه زمینه پرور پهناگستری و عمق بخشی به عقل است، لذا در این فضای تعریفی از عشق شاهد هستیم که "شهریار" شاعر آذرانی زبانِ پارسی­خیز  از آن مستفاد می­گردد. اما از سوی دیگر «جنگ»، عین رُسته است، واقعیت جنگ را در ازمنه و امکنه گوناگون می­بینیم؛ در حافظه تاریخی خود مروری می­کنیم و به دنبال تعریف علمی آن در ذهن کوشش می­کنیم.

باید توجه داشت که ذهن رُستگی و عین رُستگی در سیاست به صورت ترکیبی است، هم ذهن رُسته است و هم عین، برای همین است که می­گوییم "سیاست نارنجی رنگ است". ما در ذهن خود یک تعریف از سیاست داریم که سیاست تدبیر امور کشور است یا سیاست علم قدرت سازمان یافته است.

وقتی سیاست را پی می­گیریم، می­بینیم سیاست­مداران برترین انسان­ها هستند، برای آن­که در واقع    سیاست­مداران به جای آن­که بر روی دو پای خود راه بروند، بر روی سرهای خود راه می­روند!(منظور،سیاست مداران براساس تفکر حرکت می­کنند و قدرت تفکر خود را برای تدبیر امور به خوبی به کار می­برند). در این مقام سیاست با قدرت ارتباط پیدا می­کند. لذا در دانش­واژگان سیاسی دو مساله اساسی هست که متاسفانه در جامعه ما کمتر بدان توجه می­شود؛ یکی واژه «policy» است و دیگری واژه «politic» است.

Policyها خط مشی ها و رویه­های اجرایی گوناگونی است که برای رسیدن به اهدافی تعیین شده اتخاذ    می­شوند، politicها باید مبتنی بر تئوری و تئوری باید متکی بر سامان­دهی دانایی و معرفت Episteme باشند وگرنه ما در دایره شیطانی در خطا و آزمون گرفتار می­شویم و به اتلاف انرژی دچار می­گردیم. مخصوصا در قرن 20 که با بحران انرژی مواجه هستیم.

بر این اساس سیاست در این چارچوب با قدرت ارتباط برقرار می­کند، پس:

1-    توانایی است که هر انسان نیازمند آن است؛ اگر بخواهیم انسان را به واسطه انسان بودنش مورد بازبینی تاریخی قرار دهیم در می­یابیم که سقراط حکیم (علیه­الرحمه) است که برای نخستین بارمی­گوید:" انسان، خود را بشناس"؛ و این در برابر شعار "از انسان دفاع کن" سوفسطائیان مطرح می­شود. همین جاست که    می­گوییم اگر انسان خود را نشناسد، خدا را نمی­شناسد، لذا در این چارچوب است که انسان توانایی سامان­دهی و سازمان­دهی قدرت را پیدا می­کند. سامان­دهی یعنی مجتمع کردن و سازمان­دهی یعنی بدان ساختار دادن و آن اجزا را در یک اندا­م­واره یا سیستم تعریف شده به جهت بهره­برداری از آن برای اعمال قدرت قرار دادن است. لذا از این منظر سیاست هم علم، هم فن و هم هنر است، و در یک کلام سیاست "استراتژی قدرت" است که باید اهدافی واقعی داشته باشد، نه اینکه در جهانی خیالی به آن پرداخت. من به اصول و ارزش­ها معتقدم، به مدیریت پنهان هستی نیز معتقدم. اما عقل نیز باید توان سامان­دهی و سازمان­دهی قدرت را داشته باشد.

فلاسفه می­گویند:"sit and see" "بنشین و بفهم".

دانشمندان علوم تجربی می­گویند: "go and see" برو و ببین؛ بعضی می­گویند دکارت گفته است و برخی می­گویند کانت که "I think do , there for I am " ؛ در حالی­که من می­گویم" من پرسش می­کنم، پس من هستم"، پس گام­های روشن­فکری اصیل را باید در هفت مرحله دانست:

1-                                                       sit and enquireبنشین و پرسش کن   

2-                                                          enquire and think    پرسش کن و فکر کن

3-                                                                                   think and goفکر کن                                  

4-                                                                               go and see برو و ببین                                  

5-                              see and criticize         ببین و نقد کن

6-                                                   criticize and evaluate  نقد کن و ارزیابی نما 

7-                             ارزیابی کن و عمل نما                            evaluate and act 

 

که متاسفانه درجامعه ما این­گونه نیست. امروز هر کسی به خود اجازه ورود به عرصه سیاست را می­دهد. در جامعه ما چند علم است که همه­گیر شده است؛ اول) پزشکی است که هر کسی نسخه می­پیچد. دوم) سیاستمداری است که همه سیاست­مدارند. سوم) فقاهت است که همه فتوا صادر می­کنند.

پس نکته اساسی این­جاست که ما باید توانایی خود را در سامان­دهی و سازمان­دهی قدرت بالا ببریم. این مهم در تمامی لایه­ها و زوایای حیات فردی، خانوادگی، اجتماعی ، ملی، منطقه­ای و بین­المللی در یک جمله در ساحت حیات فعال ما باید عملیاتی شود.

پس نهایت این­که جامعه باید آموزش ببیند که سیاستمدارانش از جنس سیاست باشند تا به درستی به سامان­دهی و سازمان بخشی و در نهایت ایجاد نظم و به تبع آن توسعه همه جانبه ایران اسلامی در عرصه­های گوناگون نایل آییم.

شما افسران سیاسی هستید که باید ضمن پایبندی به اصول و ارزش­ها در برابر قدرت و پرچم مسئول باشید. لذا باید گفت که علم سیاست نارنجی است و بر این اساس باید پایبند به صراط مستقیم بود، نه تمایل به چپ یا راست.( رنگ نارنجی از تلفیق دو رنگ قرمز و زرد ایجاد شده است). باید برای سربلندی جامعه ایرانی کوشید. من می­خواهم که پرچم سه رنگ الله نشان بر دنیا حکومت کند و تهران که پایگاهی است پر از ترک و کرد و بلوچ و فارس، اسوه­ای برای سامان­دهی قدرت و اعمال آن بر اساس معیارهای بومی و باز تعریف شده در گستره فرهنگ و تاریخ"ایرانسلامی" ما باشد.

لذا در اینجا رسالت انجمن علمی علوم سیاسی مشخص می­شود که باید در این راه گام بردارد و در مورد مسائل پیرامونی خود حداقل بر اساس تفکرات پراگماتیستی، پژوهش نماید و برای عظمت ایران فعالیت کند و امید به خداوند داشته باشد. ما فرزندان ایران زمینی هستیم که بنیادگذار آن کوروش ذوالقرنین است. ما فرزندان آئینی هستیم که فرمود " سلمان منا اهل البیت" و حالا آیا حق نداریم که آقای جهان باشیم. شما باید افسران فرهنگ و دانش سیاسی باشید و از سیاست بازی گریزان باشید. پرچم سه رنگ ایران زمین را همواره در کنار خود داشته باشید و رسالت تاریخی خود را در توسعه و رشد تمدن ایرانسلامی یاد آور شوید و بر مبنای این رسالت فکر کنید و تا مرحله عمل پیش روید.

والسلام علیکم والرحمة الله و برکاته

نوشته شده در  86/07/30ساعت 22:36  توسط گروه دانشنامه سیاسی  |