تبليغاتX
دانش نامه سیاسی و دایرة­المعارف امنیتی


 

با سلام و عرض تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه

بدینوسیله به اطلاع میرساند که دوستان در کمیته ساختار اقدام به تهیه چارچوب کلی جهت طرح دانشنامه سیاسی و دایرةالمعارف امنیتی کردند.(قسمت ادامه مطلب کلیک کنید)

لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را در مورد چارت تهیه شده، و نیزجهت اتاق پرسمان و ساختار کلی آن (که باید از ۵ موضوع کلی که هر موضوع از  ۴ زیر موضوع تشکیل شده باشد تقسیم شود) اعلام نمایید.

با تشکر

کمیته اطلاع رسانی

 


ادامه مطلب
نوشته شده در  86/03/28ساعت 0:40  توسط گروه دانشنامه سیاسی  | 

 

بر آن شديم تا در حد توان خود گام علمي ديگري با ايجاد اتاق "پرسمان انديشه ها" بر داريم و پنجره اي را رو به سوي بوستان انديشه ها بگشاييم.

مي­خواهيم پرسشگري را آغاز کنيم تا باري، در محيطي گرم و صميمي با هم انديشيدن را بياموزيم.

مي­خواهيم با پاسخ به تضاد ها و تنازع­ها به حقيقت گفتارها پي ببريم.

مي­خواهيم فکر کردن را در پرتو عميق واژه­ها امتحان کنيم...

و اين امکان­پذير نخواهد بود مگر با حضور شما، با انديشه شما، نظرات شما و همت شما.

منتظر حضورتان هستيم...

نوشته شده در  86/03/17ساعت 20:30  توسط گروه دانشنامه سیاسی  | 

 

با عرض پوزش از کلیۀ اعضای گروه، دانشجویان گرامی و کاربران عزیز، بدین­وسیله به اطلاع می­رساند که به اشتباه آدرس ایمیل دانشنامه سیاسی و دایرة المعارف امنیتی e_policy معرفی شده که آدرس صحیح s_policy@yahoo.com  می­باشد. در ضمن شما می­توانید با مراجعه به mmotaharnia@yahoo.com  مستقیماً نظرات و بیانات خود را با دکتر مطهرنیا مطرح نمایید.

                                                                         

                                                                                باتشکر

                                            گروه دانشنامۀ سیاسی و دایرة المعارف امنیتی

 

نوشته شده در  86/03/14ساعت 23:11  توسط گروه دانشنامه سیاسی 

«پنجره را بگشایید»

زاویه­ی بسته­ی شب، بازترین پنجره­ی دانایی است

باغ پشت این پنجره هم آگاهی است

مرد، در زاویه­ی بسته­ی شب

در کنجِ خلوتِ سکون، آرامش و تب

پشت درب­های بسته­ی لب

یک بغل اندیشه­ی ­­­ناب

هدهد فکر، از قفس جمجه­اش

                                   می­راند

شمیم عطر بنفشه و مریم

عشق به سی­مرغ و سیمرغ

  راز گل

  پرستوهای مهاجر

همه را می­فهمد      

زاویه­ی بسته­ی صبح، بازترین پنجره­ی معرفت است

باغ این پنجره هم شیدایی است

ای جوانان وطن، پنجره را بگشایید

باغ­ها، در طلبِ عطرِ گلِ نَفسِ شماست.

کوروش امین

 

نوشته شده در  86/03/13ساعت 23:57  توسط گروه دانشنامه سیاسی  | 

باید بروم

        هجای نارنجی نگاه را

                              قلم سبز نظر را بردارم

                                      به جایی بروم که لوح سپید تفکر پیداست.

باید بروم

         اتاق پرسمان خالیست

                             پرسشگری را باید آموخت.

باید بروم

         معرفت آنجاست.

به نام ایزد پاک

« و خداوند اسماء را به انسان آموخت»

باید در پهنای نگاه خود، به ژرفای عمیق نظر سفر کنیم.

دانش را سازماندهی کنیم. دانایی را سازمان دهیم و بنیاد قدرت را بنیانی نو در افکنیم.

«هجای نارنجی نگاه، رنگ زیبای نگاهی است که سپید و سیاه نمی­بیند، حتی خاکستری نیز نمی­اندیشد. این نگاه گرچه خاکستری است؛ امّا رنگ آن زیباتر است، نارنجی است».

سلام بر شما قفس­نشینان قفس دانش، چله­نشینان حرمِ دانایی؛ فرشتگان فرش­گستر عشق و میگسارانِ بادۀ معرفت.

سلام پر ار صداقت من را در گسترۀ صمیمیت منطوی- پنهان- در ژرفای وجودتان پذیرا باشید.

با صراحت بگویم:

- باید از نگاه کلام محورانه دوری نماییم. کلام محور " logo centerists" نباشیم. کلام محور بودن، طرفداران متکی بر اندیشه­های برتافته از عقل منسدد، متصلب و متحجّراند که نه تنها نظرات خویش را در جایگاه استعلایی می­نشانند؛ بلکه خود را نیز در هاله­ای از تقدس و احترام قرار می­دهند؛ و در برابر تحلیلهای علمی و فلسفی برخاسته از عقل منبسط، متکثر و متعالی در عرصۀ تفکر بشری، موضع­گیری متعصبانه از خود نشان میدهند.

–  دریدا، شاخصه­های اساسی یک گفتمان کلام محور را در:

1.      دو انگاری متضاد

2.      سلسله مراتب ستیزش­گر

3.      تک­گفتاری

4.      مرکزیت و هیمنه­طلبی و

5.      جهان شمولی

نهفته در بنیان آن جستجو می­کند.

ظریفی می­گفت: " انسانِ عاقل روی شن روان خانه نمی­سازد." پس، ای عزیزترین عزیزان بیایید قبل از آنکه به بنای " بنیانِ اندیشه­ها" بپردازیم؛ بنیاد آنرا بر ستون­هایی محکم بنا نهیم.

پس بیایید برویم:

1.  هجای نارنجی نگاه را بیابیم : هجای نارنجی نگاه انعکاس" سعادت ارسطویی" در نگرش علمی است. ارسطو از "Eudimonia" سخن گفت. همان کوژیتو که بیان می­دارد: خوب زندگی کردن( سعادتمند بودن) از طریق خوب کار کردن؛ و خوب کارکردن یعنی به اعتدال رفتار کردن. هجای نارنجی نگاه حد وسط نگرش سیاه و سپید است که از " منطق صفر و یک" گریزان است. منطق و فرهنگ دیجیتالی؛ بخش خود ساختۀ انسان­های محصور شده در دوسوی افراط و تفریط یک طیف سیاسی، اعتقادی، اجتماعی و.... است. آنانی که از منظری سیاه و سپید به حوادث زمانۀ خود می­نگرند و آدمیان و اندیشه­هایشان را صرفاً در قالب­های تنگ و باریک پیشافرض­ها و پیشاتجربه­های خود، مورد تحلیل قرار می­دهند. کتابت را از نتیجه­اش آغاز می­کنند. به نقد کتاب­ها قبل از خواندن آن اهتمام می­ورزند، و سخن را با محکوم کردن آن قبل از استماعش، در نطفه خفه می­کنند. جز به نقد و رد دیگران قلم نمی­زنند؛ و جز به آنچه دوست می­دارند، لب نمی­گشایند.

هجای نارنجی نگاه از این گسترۀ انحراف دوری می­جوید. سیاه و سپید نمی­بیند، حتی خاکستری هم نگاه نمی­کند؛ بلکه "نارنجی" می­بیند، همان رنگ زیبایی که گرچه هویتی خاکستری- تلفیقی- دارد؛ امّا نشاط و زیبایی را نیز از نظر دور نمی­دارد.

2.قلم سبز نظر را بردارم : "نگاه" و "نظر" با یکدیگر ارتباطی "درهمانی" دارند نه "این همانی". یکدیگر را تکمیل می­کنند، نه آنکه یکی باشند؛ از این­رو پیوند "هم­نشینی" با یکدیگر پیدا می­کنند؛ نه ارتباط " جانشینی". نگاه گذر چشم است بر روی پدیده­ها و پدیدارها؛ امّا نظر گذر عقل بر روی تصاویری است که چشم به آنها نگریسته است؛ از همین روست که می­گویم : "عین" اوّلیت دارد و "ذهن" اولویت، "نگاه " مقدمۀ ضروری "نظر" است. هجای نارنجی نگاه در مقام جوهر در خشابِ جوهر قرار می­گیرد، و خطی سبز بر لوح سپید تفکر باقی       می­گذارد.

3.به جایی برویم که لوح سپید تفکر پیداست : همین اوّلیت "عین" است که در "دشت سپید ذهن" می­نشیند و "پرسش­های" بی­پایان را در دهلیزهای هزارتوی بستر سپید تفکر به وجود می­آورد. اگر "ذهن" نباشد و اولویت آن مورد تأکید قرار نگیرد؛ "عیون" به میدان ادراک نمی­آیند؛ و اگر عینیت­ها در میدان ادراک به پرسش کشیده نشوند، "اندیشه" در لوح سپید تفکر بارور نمی­شود. پس باید بر این نکته اذعان داریم که: آدمی در پهنای    پرسش­ها و در عمق پاسخ­هایش، شخصیت می­پذیرد.

4.باید بر سر در "اتاق پرسمان" بنویسیم : من پرسش می­کنم، پس من هستم. بیایید این اتاق را مملو از " عطر جهاد برای کسب معرفت" کنیم؛ و در ترنم احساس لطیف فهم غوطه­ور شویم. در دریای مواج معرفت، دُرّ گران­بهای قدرت را خواهیم یافت. اتاق پرسمان خالیست اگر چه کلاس­های درس مملو از آدمی است؛ آیا آدمی بدون پرسش و پاسخ عمیق به پرسش­های وسیع در این قرن طوفانی"آدم" خواهد بود.

بیایید برویم. معرفت آنجاست. اتاق پرسمان خالیست. این اتاق را مملو از عطر "آزاداندیشی" نماییم؛ و در پهنا و ژرفای معرفت غوطه­ خوریم.

نخستین پرسش شما در آغازین گام " اتاق پرسمان" چیست؟ من می­پرسم :

آزاداندیشی یعنی چه؟ و بنیادها و بنیان­های نظری آن کدام است؟

چه پاسخی داری؟ و چه پرسشی؟

دانش و دانایی و قدرت را درک کنیم،

صداقت، صمیمیت، صراحت، صلابت، صبوری و صلح  را پاس بداریم تا به صیانت از کرامت خود نایل آییم.

کوچکترین شما

مطهرنیا

 

نوشته شده در  86/03/13ساعت 16:41  توسط گروه دانشنامه سیاسی  | 

«باسمه تعالی»

با سلام

سومین جلسه بررسی دانشنامه سیاسی با حضور آقایان: بلالی، استادمیرزا، نادری، بهمنی، خداپرست، موسوی، صیرفیان­پور، عربی­نژاد، عسگری، نریمان، جالو، اکبری، وفایی و خانم­ها: موسوی، علی، بهمن، یزدانی، طوسی، طیبی­نژاد، آهوان، علیشاهی و همچنین با حضور استاد مطهرنیا،روز جمعه 11/3/1386  برگزار شد.

                     

در ابتدای جلسه آقای مطهرنیا پس از تشکر و قدردانی از حضور دوستان، کوشش­های عزیزان را برای این کار بسیار قابل توجّه دانستند و افزودند: استمرار کار بسیار مهمتر از شروع کار خواهد بود؛ نفس هدف از انجام این کار یک حرکت جمعی است و اگر چنین نباشد در جامعه تولید علم نمی­شود.

 ایشان در ادامه بیان داشتند که کار واژه­ی الله به اتمام رسیده است و از دوستان حاضر و دیگر دوستان خواستند تا پایان تیر ماه تلاش خود را برروی 10 واژه­ی دیگر اعلام شده معطوف کنند.(واژه­ای که پس از الله بدان پرداخته می­شود، انسان است).

هم چنین در این جلسه با درخواست عزیزان شرکت کننده مبنی بر نزدیک شدن به زمان امتحانات پایان ترم، با نظرسنجی صورت گرفته تصمیم بر آن شد که از این تاریخ تا 1 هفته بعد از پایان امتحانات جلسه­ی هفتگی برگزار نگردد.

 

دیگر تصمیمات و نتایج جلسه­ی سوّم شامل موارد ذیل است :

      ۱) اضافه شدن دو واژه­ی آزادی و عدالت به واژگان مطرح شده

۲) تعیین تاریخ برگزاری جلسات با مشورت و هماهنگی اعضا

۳)سعی بر آن است تا در طول ایام تابستان جلسات در دفتر جناب دکتر در تهران برگزار شود ( البته دکتر مطهرنیا این وعده را به اعضا دادند که در ایام تاستان، علاوه بر برگزاری جلسات در دفتر تهران هر موقع که گروه نیاز به برگزاری جلسه یا جلساتی داشت، در هر زمان و در هر مکانی که از سوی اعضا معین شود در جلسه حضور یابند.)

                                                     والسلام

 

نوشته شده در  86/03/11ساعت 21:1  توسط گروه دانشنامه سیاسی  | 

  باید بروم

      هجای نارنجی نگاه را

              قلم سبز نظر را بردارم

               به جایی بروم که لوح سپید تفکر پیداست.

 

    باید بروم

          اتاق پرسمان خالیست

                   پرسشگری را باید آموخت.

 

   باید بروم

          معرفت آنجاست.

                                              کوروش امین

نوشته شده در  86/03/08ساعت 18:22  توسط گروه دانشنامه سیاسی  | 

با سلام

از دوستانی که به زبان های انگلیسی، فرانسه، عربی و ... آشنایی دارند جهت همکاری دعوت به عمل می آید.

 

نوشته شده در  86/03/05ساعت 19:41  توسط گروه دانشنامه سیاسی  | 

 با سلام

دایرةالمعارف و فرهنگ اصطلاحات موجود در حال حاضر به شرح زیر می باشد:

  1. فرهنگ حقوقی
  2. فرهنگ واژه ها
  3. دانشنامه سیاسی
  4. اصطلاحات سیاسی
  5. فرهنگ سیاسی آرش
  6. فرهنگ علوم سیاسی
  7. فرهنگ روابط بین الملل
  8. فرهنگ جامع سیاسی
  9. زبانکده فرهنگ مطبوعاتی
  10. فرهنگ لغات و مصطلحات
  11. فرهنگ خاص علوم سیاسی
  12. تعریف ها و مفهوم فرهنگ
  13. فرهنگ اندیشه های سیاسی
  14. فرهنگ علوم سیاسی آکسفورد
  15. فرهنگ اصطلاحات روزمره سیاسی
  16. فرهنگ علوم سیاسی و مطبوعاتی
  17. فرهنگ جامع لغات و اصطلاحات سیاسی
  18. آشنایی با مفاهیم اساسی جامعه شناسی
  19. دایرةالمعارف دموکراسی (انتشارات وزارت امور خارجه)
  20. دایرةالمعراف ناسیونالیسم(انتشارات وزارت امور خارجه)
  21. دایرةالمعارف متفرقه

                                       جهت اطلاعات بیشتر روی نام کتاب ها کلیک کنید.

 

 

نوشته شده در  86/03/05ساعت 18:24  توسط گروه دانشنامه سیاسی  | 

 

 

«باسمه تعالی»

با سلام

دومین جلسه بررسی دانشنامه سیاسی با حضور آقایان:  ابوالفتحی نژاد، استادمیرزا، آگاهی، بهمنی، خداپرست، خوش­گفتار، صیرفیان­پور، عربی­نژاد، میرزایی، نریمان، هاشمی، یاری، وفایی، خانم­ها: پورحسن، فاضل، ملاحسینی و طوسی و همچنین با حضور استاد مطهرنیا برگزار شد.

 

در ابتدای جلسه آقای مطهرنیا پس از تشکر و قدردانی از حضور دوستان، به بررسی تصمیمات اتخاذ شده و نیز اهداف و برنامه ها پرداختند.

در تکمیل سخنان ایشان، اقای میرزایی به بیان کلیاتی از امور انجام شده پرداختند (که در گزارش شماره1آمده است)

 

سپس دوستان نظرات و پیشنهادات خود بیان کردند:

 

آقای خوش گفتار:

ارائه یک راه کار و ساختار

ایجاد یک راهنمای نگارش

طراحی فرم جهت ارزیابی

استفاده از اساتید دیگر، خصوصاً بخش امنیتی

 

آقای وفایی:

پیشنهاد بررسی واژه ها در حوزه های مختلف به صورت تخصصی.

 

آقای آگاهی :

اعلام زمان معین

اعلام منابع مشخص

 

استاد مطهرنیا در پاسخ به دوستان اینگونه ادامه داد:

هدف اول: ایجاد یک علقه میان ما بر محور تفکر و دانش ورزی است، آن هم بین دانشجویان و دانشنامه (بهانه ای برای عمیق تر شدن دانشجویان برای ادراک آنچه می­خوانند) تغییر دادن روش تحرک فکری دانشجویان علاقمند...

هدف دوم: رسیدن به یک ادبیات مشترک ( به قول فوکو: این گفتمان­ها و ادبیات مشترک منبع قدرت است).

هدف سوم: نوشتن یک دانشنامه به کمک یکدیگر.

در حال حاضر در لایه نخست هستیم و سپس گام به گام برای تحقق اهداف بعدی پیش خواهیم رفت.

 

تصمیمات اتخاذ شده:

ایجاد کمیته ساختار

ایجاد کمیته منابع

ایجاد کمیته اطلاع رسانی

مراجعه دوستان روزهای جمعه و سه شنبه جهت ارائه گزارش و رفع اشکالات احتمالی

فعال شدن به زودی یک دفتر در تهران برای تابستان

دنبال کردن طرح از طریق معاونت پژوهشی دانشگاه

  

واژگان مورد بحث به صورت زیر تعیین شدند

الله، انسان، قدرت، سیاست، دولت، حاکمیت، حکومت، ملت، سرزمین، و نیز واژه دانشنامه

 

جلسه با بیان نوشته دکتر مطهرنیا در مورد الله خاتمه یافت:

(نمونه نوشته ذهنی که در مقدمه واژگان خواهد آمد)

 

ما شبی دست برآییم و دعایی بکنیم

غم هجران تو را چاره زجایی بکنیم

حافظ                                                           

 

الله:

دانشواژه الله، بنیادین ترین واژه گستره معرفتی است.

رُستنگاه، شالوده و ریشه هستی است.

رَستنگاه تمامی وجود و آغازگاه تمامی خلقت.

الله نقطه اتمی هستی است.

پروتون هستی

نوترون وجود

والکترون خلقت

در پیوندی معنا دار در الله گرد آمده اند.

ازلی و ابدی است.

همه چیز با الله آغازیدن آغاز می کند.

او قدرت حاکمی است که حاکمیت عادلانه خود را در گستره کیهان گسترده است و حکومت مقتدرانه خود را در پهنای گیتی پهن نموده است

دولت او دولت عشق است و هیئت دولت او پیامبران صالح و  رهبران عالمی هستند که به حکمت، حکومت خود را بر گستره موجودیت عظیم خویش در کیان صغیر خود  حاکم نموده اند...

 

پیشنهادات بر اساس برداشت از نوشته فوق:

۱- تلاش کنیم راجع دانشواژگان اندیشه نماییم.

۲- چکیده اندیشه خود را بر روی کاغذ آوریم در دایره خرد خود به سنجش آنها بپردازیم.

۳- در سنجش آنچه نوشته ایم پرسش های کلیدی طراحی کنیم.

به طور مثال آیا بدون قدرت خالق، خلقت، "هستی" می پذیرد؟

آیا بدون، او که الله است و به نحو جامع دارای تمام اسماء حسنی است؛ وجود، موجودیت می یافت...

والسلام

نوشته شده در  86/03/05ساعت 17:40  توسط گروه دانشنامه سیاسی  | 

بسمه تعالی
با سلام.
در یکی از سایتها خوندم که:
ژاک دريدا با نظريه معروف به "ساختار شکنی" شهرت جهانی يافت، يعنی به باور وی، هر نوشته ای دارای لايه های معنای است که طی روندی تاريخی و فلسفی پديد آمده و روی هم قرار گرفته اند و بدين ترتيب هر نوشتار می تواند معانی ای داشته باشد که نويسنده اش از آن بی خبر باشد او اعتقاد داشت که با تجزيه و تحليل نحوه چيده شدن واژگان در کنار يکديگر برای تشکيل عبارات می توان به معانی پنهان متون پی برد.
سال گذشته زندگی ژاک دريدا در فيلمی مستند به تصوير کشيده شد که در يکی از صحنه های آن، سازنده فيلم در حالی که در کتابخانه شخصی ژاک دريدا ميان انبوه کتابها سرگشته است از او می پرسد: "آيا همه اين کتابها را خوانده ای؟" و پاسخ می شنود که: "نه فقط چهار تای آنها را خوانده ام اما همان چهار تا را خيلی خيلی دقيق خوانده ام.
من نیز معتقدم کسی که کاری را شروع میکند نباید خودش را با این پرسش روبرو کند که :آیا شکست خواهم خورد؟آیا پیروز خواهم شد؟
بلکه فقط باید تلاش کند وبجنگد.

 فرهاد زینی                                     

نوشته شده در  86/03/04ساعت 19:31  توسط گروه دانشنامه سیاسی  | 

هر پديده اي،
كلمه اي از كلمات خداوند است.
خداوند
بواسطه پديده ها،
با تو سخن مي گويد.
وقتي در آستانه جهان مي ايستي
و به همه كلمات خداوند گوش مي سپاري،
سمفوني باشكوه هستي را مي شنوي.
جهان،موسيقي است.
بهار از راه مي رسد
و گلبرگهاي گلهاي هوسباز بي ميوه را به دست باد مي پراكند.
جهان، حديث نفس خداوند است.
خداوند فقط با خود سخن مي گويد،
نه با چيز ديگر.
زيرا جز او چيزي وجود ندارد.
خداوند با خود سخن مي گويد،
جهان پديدار مي شود.
وقتي خدا با خود سخن مي گويد،
در نفس او،
ابر و باد و باران و آدم و گياه و ستاره
شكل مي گيرند.
پديده ها، كلمات خداوندند.
كلمات خداوند، نامحدودند.
پديده ها، حاصل امر« كن » اند.
امر « كن »، كلمه است.
هيچ پديده اي از قلمرو امر « كن » بيرون نيست.
خداوند، درآيينه كلمات خود، خويشتن را به تماشا
نشسته است.
از غارهاي خواب آلوده ذهن بيرون بياييم؛
كاخ روشني و سبكبالي را در
آشيانه دل بنا كنيم.

troy                                                                                      

نوشته شده در  86/03/04ساعت 18:44  توسط گروه دانشنامه سیاسی  | 

 

من در زاویه بسته شب می مانم

تا سحر در افق چشم وطن باز شود

در کنج نگاه قفس و آئینه ها

نم نمک می خوانم تا

پرستوهای مهاجر

با من،هم آواز شوند.

 

  خواندنم از سر شوق

از پس سال­ها اندیشه

از فراسوی بلند ابدیت تا عشق

 

با قلم می­خوانم

از وطن می­خوانم

از غم و شادی مردم

از حماسه، از خون، از بزرگی جوانان

همه را می­خوانم

 می دانم

 من در کنج قفس زیبایی

 از غم ثانیه­ها می خوانم

 

خواندنم از سر شوق

ماندنم از سر درد

برهم آوایی ابناء وطن

می­خوانم.

                   مهدی مطهرنیا

                   (کوروش امین)

نوشته شده در  86/03/02ساعت 11:56  توسط گروه دانشنامه سیاسی  |