
با سلام و عرض تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه
بدینوسیله به اطلاع میرساند که دوستان در کمیته ساختار اقدام به تهیه چارچوب کلی جهت طرح دانشنامه سیاسی و دایرةالمعارف امنیتی کردند.(قسمت ادامه مطلب کلیک کنید)
لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را در مورد چارت تهیه شده، و نیزجهت اتاق پرسمان و ساختار کلی آن (که باید از ۵ موضوع کلی که هر موضوع از ۴ زیر موضوع تشکیل شده باشد تقسیم شود) اعلام نمایید.
با تشکر
کمیته اطلاع رسانی
بر آن شديم تا در حد توان خود گام علمي ديگري با ايجاد اتاق "پرسمان انديشه ها" بر داريم و پنجره اي را رو به سوي بوستان انديشه ها بگشاييم.
ميخواهيم پرسشگري را آغاز کنيم تا باري، در محيطي گرم و صميمي با هم انديشيدن را بياموزيم.
ميخواهيم با پاسخ به تضاد ها و تنازعها به حقيقت گفتارها پي ببريم.
ميخواهيم فکر کردن را در پرتو عميق واژهها امتحان کنيم...
و اين امکانپذير نخواهد بود مگر با حضور شما، با انديشه شما، نظرات شما و همت شما.
منتظر حضورتان هستيم...
با عرض پوزش از کلیۀ اعضای گروه، دانشجویان گرامی و کاربران عزیز، بدینوسیله به اطلاع میرساند که به اشتباه آدرس ایمیل دانشنامه سیاسی و دایرة المعارف امنیتی e_policy معرفی شده که آدرس صحیح s_policy@yahoo.com میباشد. در ضمن شما میتوانید با مراجعه به mmotaharnia@yahoo.com مستقیماً نظرات و بیانات خود را با دکتر مطهرنیا مطرح نمایید.
باتشکر
گروه دانشنامۀ سیاسی و دایرة المعارف امنیتی
«پنجره را بگشایید»
زاویهی بستهی شب، بازترین پنجرهی دانایی است
باغ پشت این پنجره هم آگاهی است
مرد، در زاویهی بستهی شب
در کنجِ خلوتِ سکون، آرامش و تب
پشت دربهای بستهی لب
یک بغل اندیشهی ناب
هدهد فکر، از قفس جمجهاش
میراند
شمیم عطر بنفشه و مریم
عشق به سیمرغ و سیمرغ
راز گل
پرستوهای مهاجر
همه را میفهمد
زاویهی بستهی صبح، بازترین پنجرهی معرفت است
باغ این پنجره هم شیدایی است
ای جوانان وطن، پنجره را بگشایید
باغها، در طلبِ عطرِ گلِ نَفسِ شماست.†
کوروش امین
باید بروم
هجای نارنجی نگاه را
قلم سبز نظر را بردارم
به جایی بروم که لوح سپید تفکر پیداست.
باید بروم
اتاق پرسمان خالیست
پرسشگری را باید آموخت.
باید بروم
معرفت آنجاست.
به نام ایزد پاک
« و خداوند اسماء را به انسان آموخت»
باید در پهنای نگاه خود، به ژرفای عمیق نظر سفر کنیم.
دانش را سازماندهی کنیم. دانایی را سازمان دهیم و بنیاد قدرت را بنیانی نو در افکنیم.
«هجای نارنجی نگاه، رنگ زیبای نگاهی است که سپید و سیاه نمیبیند، حتی خاکستری نیز نمیاندیشد. این نگاه گرچه خاکستری است؛ امّا رنگ آن زیباتر است، نارنجی است».
سلام بر شما قفسنشینان قفس دانش، چلهنشینان حرمِ دانایی؛ فرشتگان فرشگستر عشق و میگسارانِ بادۀ معرفت.
سلام پر ار صداقت من را در گسترۀ صمیمیت منطوی- پنهان- در ژرفای وجودتان پذیرا باشید.
با صراحت بگویم:
- باید از نگاه کلام محورانه دوری نماییم. کلام محور " logo centerists" نباشیم. کلام محور بودن، طرفداران متکی بر اندیشههای برتافته از عقل منسدد، متصلب و متحجّراند که نه تنها نظرات خویش را در جایگاه استعلایی مینشانند؛ بلکه خود را نیز در هالهای از تقدس و احترام قرار میدهند؛ و در برابر تحلیلهای علمی و فلسفی برخاسته از عقل منبسط، متکثر و متعالی در عرصۀ تفکر بشری، موضعگیری متعصبانه از خود نشان میدهند.
– دریدا، شاخصههای اساسی یک گفتمان کلام محور را در:
1. دو انگاری متضاد
2. سلسله مراتب ستیزشگر
3. تکگفتاری
4. مرکزیت و هیمنهطلبی و
5. جهان شمولی
نهفته در بنیان آن جستجو میکند.
ظریفی میگفت: " انسانِ عاقل روی شن روان خانه نمیسازد." پس، ای عزیزترین عزیزان بیایید قبل از آنکه به بنای " بنیانِ اندیشهها" بپردازیم؛ بنیاد آنرا بر ستونهایی محکم بنا نهیم.
پس بیایید برویم:
1. هجای نارنجی نگاه را بیابیم : هجای نارنجی نگاه انعکاس" سعادت ارسطویی" در نگرش علمی است. ارسطو از "Eudimonia" سخن گفت. همان کوژیتو که بیان میدارد: خوب زندگی کردن( سعادتمند بودن) از طریق خوب کار کردن؛ و خوب کارکردن یعنی به اعتدال رفتار کردن. هجای نارنجی نگاه حد وسط نگرش سیاه و سپید است که از " منطق صفر و یک" گریزان است. منطق و فرهنگ دیجیتالی؛ بخش خود ساختۀ انسانهای محصور شده در دوسوی افراط و تفریط یک طیف سیاسی، اعتقادی، اجتماعی و.... است. آنانی که از منظری سیاه و سپید به حوادث زمانۀ خود مینگرند و آدمیان و اندیشههایشان را صرفاً در قالبهای تنگ و باریک پیشافرضها و پیشاتجربههای خود، مورد تحلیل قرار میدهند. کتابت را از نتیجهاش آغاز میکنند. به نقد کتابها قبل از خواندن آن اهتمام میورزند، و سخن را با محکوم کردن آن قبل از استماعش، در نطفه خفه میکنند. جز به نقد و رد دیگران قلم نمیزنند؛ و جز به آنچه دوست میدارند، لب نمیگشایند.
هجای نارنجی نگاه از این گسترۀ انحراف دوری میجوید. سیاه و سپید نمیبیند، حتی خاکستری هم نگاه نمیکند؛ بلکه "نارنجی" میبیند، همان رنگ زیبایی که گرچه هویتی خاکستری- تلفیقی- دارد؛ امّا نشاط و زیبایی را نیز از نظر دور نمیدارد.
2.قلم سبز نظر را بردارم : "نگاه" و "نظر" با یکدیگر ارتباطی "درهمانی" دارند نه "این همانی". یکدیگر را تکمیل میکنند، نه آنکه یکی باشند؛ از اینرو پیوند "همنشینی" با یکدیگر پیدا میکنند؛ نه ارتباط " جانشینی". نگاه گذر چشم است بر روی پدیدهها و پدیدارها؛ امّا نظر گذر عقل بر روی تصاویری است که چشم به آنها نگریسته است؛ از همین روست که میگویم : "عین" اوّلیت دارد و "ذهن" اولویت، "نگاه " مقدمۀ ضروری "نظر" است. هجای نارنجی نگاه در مقام جوهر در خشابِ جوهر قرار میگیرد، و خطی سبز بر لوح سپید تفکر باقی میگذارد.
3.به جایی برویم که لوح سپید تفکر پیداست : همین اوّلیت "عین" است که در "دشت سپید ذهن" مینشیند و "پرسشهای" بیپایان را در دهلیزهای هزارتوی بستر سپید تفکر به وجود میآورد. اگر "ذهن" نباشد و اولویت آن مورد تأکید قرار نگیرد؛ "عیون" به میدان ادراک نمیآیند؛ و اگر عینیتها در میدان ادراک به پرسش کشیده نشوند، "اندیشه" در لوح سپید تفکر بارور نمیشود. پس باید بر این نکته اذعان داریم که: آدمی در پهنای پرسشها و در عمق پاسخهایش، شخصیت میپذیرد.
4.باید بر سر در "اتاق پرسمان" بنویسیم : من پرسش میکنم، پس من هستم. بیایید این اتاق را مملو از " عطر جهاد برای کسب معرفت" کنیم؛ و در ترنم احساس لطیف فهم غوطهور شویم. در دریای مواج معرفت، دُرّ گرانبهای قدرت را خواهیم یافت. اتاق پرسمان خالیست اگر چه کلاسهای درس مملو از آدمی است؛ آیا آدمی بدون پرسش و پاسخ عمیق به پرسشهای وسیع در این قرن طوفانی"آدم" خواهد بود.
بیایید برویم. معرفت آنجاست. اتاق پرسمان خالیست. این اتاق را مملو از عطر "آزاداندیشی" نماییم؛ و در پهنا و ژرفای معرفت غوطه خوریم.
نخستین پرسش شما در آغازین گام " اتاق پرسمان" چیست؟ من میپرسم :
آزاداندیشی یعنی چه؟ و بنیادها و بنیانهای نظری آن کدام است؟
چه پاسخی داری؟ و چه پرسشی؟
دانش و دانایی و قدرت را درک کنیم،
صداقت، صمیمیت، صراحت، صلابت، صبوری و صلح را پاس بداریم تا به صیانت از کرامت خود نایل آییم.
کوچکترین شما
مطهرنیا
«باسمه تعالی»
با سلام
سومین جلسه بررسی دانشنامه سیاسی با حضور آقایان: بلالی، استادمیرزا، نادری، بهمنی، خداپرست، موسوی، صیرفیانپور، عربینژاد، عسگری، نریمان، جالو، اکبری، وفایی و خانمها: موسوی، علی، بهمن، یزدانی، طوسی، طیبینژاد، آهوان، علیشاهی و همچنین با حضور استاد مطهرنیا،روز جمعه 11/3/1386 برگزار شد.
در ابتدای جلسه آقای مطهرنیا پس از تشکر و قدردانی از حضور دوستان، کوششهای عزیزان را برای این کار بسیار قابل توجّه دانستند و افزودند: استمرار کار بسیار مهمتر از شروع کار خواهد بود؛ نفس هدف از انجام این کار یک حرکت جمعی است و اگر چنین نباشد در جامعه تولید علم نمیشود.
ایشان در ادامه بیان داشتند که کار واژهی الله به اتمام رسیده است و از دوستان حاضر و دیگر دوستان خواستند تا پایان تیر ماه تلاش خود را برروی 10 واژهی دیگر اعلام شده معطوف کنند.(واژهای که پس از الله بدان پرداخته میشود، انسان است).
هم چنین در این جلسه با درخواست عزیزان شرکت کننده مبنی بر نزدیک شدن به زمان امتحانات پایان ترم، با نظرسنجی صورت گرفته تصمیم بر آن شد که از این تاریخ تا 1 هفته بعد از پایان امتحانات جلسهی هفتگی برگزار نگردد.
دیگر تصمیمات و نتایج جلسهی سوّم شامل موارد ذیل است :
۱) اضافه شدن دو واژهی آزادی و عدالت به واژگان مطرح شده
۲) تعیین تاریخ برگزاری جلسات با مشورت و هماهنگی اعضا
۳)سعی بر آن است تا در طول ایام تابستان جلسات در دفتر جناب دکتر در تهران برگزار شود ( البته دکتر مطهرنیا این وعده را به اعضا دادند که در ایام تاستان، علاوه بر برگزاری جلسات در دفتر تهران هر موقع که گروه نیاز به برگزاری جلسه یا جلساتی داشت، در هر زمان و در هر مکانی که از سوی اعضا معین شود در جلسه حضور یابند.)
والسلام
باید بروم
هجای نارنجی نگاه را
قلم سبز نظر را بردارم
به جایی بروم که لوح سپید تفکر پیداست.
باید بروم
اتاق پرسمان خالیست
پرسشگری را باید آموخت.
باید بروم
معرفت آنجاست.
کوروش امین
از دوستانی که به زبان های انگلیسی، فرانسه، عربی و ... آشنایی دارند جهت همکاری دعوت به عمل می آید.
دایرةالمعارف و فرهنگ اصطلاحات موجود در حال حاضر به شرح زیر می باشد:
جهت اطلاعات بیشتر روی نام کتاب ها کلیک کنید.
«باسمه تعالی»
با سلام
دومین جلسه بررسی دانشنامه سیاسی با حضور آقایان: ابوالفتحی نژاد، استادمیرزا، آگاهی، بهمنی، خداپرست، خوشگفتار، صیرفیانپور، عربینژاد، میرزایی، نریمان، هاشمی، یاری، وفایی، خانمها: پورحسن، فاضل، ملاحسینی و طوسی و همچنین با حضور استاد مطهرنیا برگزار شد.
در ابتدای جلسه آقای مطهرنیا پس از تشکر و قدردانی از حضور دوستان، به بررسی تصمیمات اتخاذ شده و نیز اهداف و برنامه ها پرداختند.
در تکمیل سخنان ایشان، اقای میرزایی به بیان کلیاتی از امور انجام شده پرداختند (که در گزارش شماره1آمده است)
سپس دوستان نظرات و پیشنهادات خود بیان کردند:
آقای خوش گفتار:
ارائه یک راه کار و ساختار
ایجاد یک راهنمای نگارش
طراحی فرم جهت ارزیابی
استفاده از اساتید دیگر، خصوصاً بخش امنیتی
آقای وفایی:
پیشنهاد بررسی واژه ها در حوزه های مختلف به صورت تخصصی.
آقای آگاهی :
اعلام زمان معین
اعلام منابع مشخص
استاد مطهرنیا در پاسخ به دوستان اینگونه ادامه داد:
هدف اول: ایجاد یک علقه میان ما بر محور تفکر و دانش ورزی است، آن هم بین دانشجویان و دانشنامه (بهانه ای برای عمیق تر شدن دانشجویان برای ادراک آنچه میخوانند) تغییر دادن روش تحرک فکری دانشجویان علاقمند...
هدف دوم: رسیدن به یک ادبیات مشترک ( به قول فوکو: این گفتمانها و ادبیات مشترک منبع قدرت است).
هدف سوم: نوشتن یک دانشنامه به کمک یکدیگر.
در حال حاضر در لایه نخست هستیم و سپس گام به گام برای تحقق اهداف بعدی پیش خواهیم رفت.
تصمیمات اتخاذ شده:
ایجاد کمیته ساختار
ایجاد کمیته منابع
ایجاد کمیته اطلاع رسانی
مراجعه دوستان روزهای جمعه و سه شنبه جهت ارائه گزارش و رفع اشکالات احتمالی
فعال شدن به زودی یک دفتر در تهران برای تابستان
دنبال کردن طرح از طریق معاونت پژوهشی دانشگاه
واژگان مورد بحث به صورت زیر تعیین شدند
الله، انسان، قدرت، سیاست، دولت، حاکمیت، حکومت، ملت، سرزمین، و نیز واژه دانشنامه
جلسه با بیان نوشته دکتر مطهرنیا در مورد الله خاتمه یافت:
(نمونه نوشته ذهنی که در مقدمه واژگان خواهد آمد)
ما شبی دست برآییم و دعایی بکنیم
غم هجران تو را چاره زجایی بکنیم
حافظ
الله:
دانشواژه الله، بنیادین ترین واژه گستره معرفتی است.
رُستنگاه، شالوده و ریشه هستی است.
رَستنگاه تمامی وجود و آغازگاه تمامی خلقت.
الله نقطه اتمی هستی است.
پروتون هستی
نوترون وجود
والکترون خلقت
در پیوندی معنا دار در الله گرد آمده اند.
ازلی و ابدی است.
همه چیز با الله آغازیدن آغاز می کند.
او قدرت حاکمی است که حاکمیت عادلانه خود را در گستره کیهان گسترده است و حکومت مقتدرانه خود را در پهنای گیتی پهن نموده است
دولت او دولت عشق است و هیئت دولت او پیامبران صالح و رهبران عالمی هستند که به حکمت، حکومت خود را بر گستره موجودیت عظیم خویش در کیان صغیر خود حاکم نموده اند...
پیشنهادات بر اساس برداشت از نوشته فوق:
۱- تلاش کنیم راجع دانشواژگان اندیشه نماییم.
۲- چکیده اندیشه خود را بر روی کاغذ آوریم در دایره خرد خود به سنجش آنها بپردازیم.
۳- در سنجش آنچه نوشته ایم پرسش های کلیدی طراحی کنیم.
به طور مثال آیا بدون قدرت خالق، خلقت، "هستی" می پذیرد؟
آیا بدون، او که الله است و به نحو جامع دارای تمام اسماء حسنی است؛ وجود، موجودیت می یافت...
والسلام
بسمه تعالی
با سلام.
در یکی از سایتها خوندم که:
ژاک دريدا با نظريه معروف به "ساختار شکنی" شهرت جهانی يافت، يعنی به باور وی، هر نوشته ای دارای لايه های معنای است که طی روندی تاريخی و فلسفی پديد آمده و روی هم قرار گرفته اند و بدين ترتيب هر نوشتار می تواند معانی ای داشته باشد که نويسنده اش از آن بی خبر باشد او اعتقاد داشت که با تجزيه و تحليل نحوه چيده شدن واژگان در کنار يکديگر برای تشکيل عبارات می توان به معانی پنهان متون پی برد.
سال گذشته زندگی ژاک دريدا در فيلمی مستند به تصوير کشيده شد که در يکی از صحنه های آن، سازنده فيلم در حالی که در کتابخانه شخصی ژاک دريدا ميان انبوه کتابها سرگشته است از او می پرسد: "آيا همه اين کتابها را خوانده ای؟" و پاسخ می شنود که: "نه فقط چهار تای آنها را خوانده ام اما همان چهار تا را خيلی خيلی دقيق خوانده ام.
من نیز معتقدم کسی که کاری را شروع میکند نباید خودش را با این پرسش روبرو کند که :آیا شکست خواهم خورد؟آیا پیروز خواهم شد؟
بلکه فقط باید تلاش کند وبجنگد.
فرهاد زینی
troy
من در زاویه بسته شب می مانم
تا سحر در افق چشم وطن باز شود
در کنج نگاه قفس و آئینه ها
نم نمک می خوانم تا
پرستوهای مهاجر
با من،هم آواز شوند.
خواندنم از سر شوق
از پس سالها اندیشه
از فراسوی بلند ابدیت تا عشق
با قلم میخوانم
از وطن میخوانم
از غم و شادی مردم
از حماسه، از خون، از بزرگی جوانان
همه را میخوانم
می دانم
من در کنج قفس زیبایی
از غم ثانیهها می خوانم
خواندنم از سر شوق
ماندنم از سر درد
برهم آوایی ابناء وطن
میخوانم.
مهدی مطهرنیا
(کوروش امین)